چگونه پول هایم را پس انداز کنم؟

می توان گفت در شرایط کنونی جامعه پس انداز کردن پول به یکی از مشکل ترین امور تبدیل شده است. در واقع عده ای آنقدر درآمد کمی دارند که حتی از پس هزینه های عادی زندگی خود بر نمی آیند چه برسد به پس انداز کردن پول!

اما باید بدانید در هر شرایط و هر سطح مالی که هستید داشتن مقداری پس انداز از واجبات زندگی شماست پس بهتر است نحوه پس انداز را یاد بگیرید و برنامه ای برای آن داشته باشید. و این نکته را در نظر داشته باشید که بسیاری از افرادی که امروزه ثروتمند هستند از ابتدا اینگونه نبوده اند و تنها با مدیریت مالی خوب توانسته اند به موقعیت های خوبی دست یابند. پس شما هم شروع کنید.

مهم نیست چقدر پول در می آورید، مهم این است که چطور همان مقدار را مدیریت می کنید.

مدیریت در آمد یعنی برنامه ای برای پس انداز داشته باشید و برای هزینه ها و مقدار پس اندازتان برنامه ریزی کنید و بودجه تعیین کنید.

اگر از افرادی هستید که درآمد نرمالی دارید اما هزینه زندگیتان زیاد است این روش ها به شما کمک خواهد کرد:

۱) به مدت ۱ ماه هر خرجی که می کنید را یادداشت کنید. حتی اگر یک آدامس می خرید هزینه آن را بنویسید. حساب تمام ریال هایی که خرج می کنید را داشته باشید.این کار باعث می شود در پایان ماه با یک نگاه ساده به این لیست بسیاری از اشتباهات خود در خرج کردن را بیابید و آن را اصلاح کنید.

پول

۲) در پایان ماه که مخارجتان مشخص شد، بوجه بندی را شروع کنید. برای هر کدام از موارد واجب داخل لیست یک سقف خرید تعیین کنید. چنان چه در ماه مجبور شدید از سقف مجاز بیشتر خرج کنید ناچار هستید از هزینه های دیگر بکاهید. مثلا اگر برای بنزین اتومبیل سقف ۵۰ هزار تومان را در نظر گرفته بودید و مجبور شدید بیشتر از این هزینه کنید ناچار هستید برای جبران از هزینه تفریحات بکاهید.

۳)برای افزایش انگیزه در امر پس انداز کردن پول برای خودتان هدف تعیین کنید. در تعیین هدفتان تاریخ انجام آن را نیز مشخص کنید. این کار باعث می شود هدفتان تنها به شکل یک آرزو نباشد. در نتیجه از همین امروز به شوق رسیدن به آن پول هایتان را پس انداز خواهید کرد.

۴)سعی کنید هیچ وقت زیر بار قرض نروید. اگر هم مجبور به قرض گرفتن شدید در اسرع وقت آن را برگردانید.

۵) در مصرف برق و آب و… صرفه جویی کنید و از اعتیاد به مواد مخدر دوری کنید تا هم هزینه آن از بین برود هم سلامتی تان حفظ شود و نیازی به هزینه درمان نداشته باشید. از مصرف غذاهای فست فودی هم بپرهیزید.

۶) زمانی که کالایی را برای خرید انتخاب می کنید، ۱۰ ثانیه مکث کنید و از خودتان بپرسید: «چرا می‌خوام این جنس رو بخرم؟ واقعا بهش احتیاج دارم؟». اگر پاسخ مناسبی برای این پرسش‌ها نیافتید، آن را سر جایش بگذارید. این کار باعث جلوگیری از خرید‌های اضافی می‌شود.

۷)اگر از آن دسته افراد هستید که با خرید کردن به آرامش می رسند یک کالای با ارزش بخرید: مانند خرید یک سکه کم عیار ، و…

پس انداز کردن پول

اگر از افرادی هستید که سطح در آمد پایینی دارند راهکار دیگری برای شما داریم:

شما می توانید هر ماه ۱۰ درصد از درآمد خود را کنار بگذارید و این گونه تصور کنید که اصلا وجود نداشته است.

مثلا اگر ۵۰۰ هزار تومان در آمد دارید تصور کنید درآمدتان ۴۵۰ هزار تومان است و مخارجتان را با ۴۵۰ هزار تومان تنظیم کنید.

پس از این کار هر روز صبح از مبلغی که برای خرج روزانه در کیف خود میگذارید ۱۰ درصد را کنار بگذارید. مثلا اگر در روز ۱۰ هزار تومان خرج می کنید ۱۰۰۰ تومان را پس انداز کنید. در پایان ماه خواهید دید که علاوه بر آن ۵۰ هزار تومان، ۳۰ هزار توامن دیگر نیز دارید.

خرج کردن

در طول روز نیز از بعضی خرج ها خود می توانید بکاهید مثلا نصف مسیر را پیاده تا سر کار بروید. یک لیوان چای کمتر بخرید و یا کمی کمتر با تلفن همراهتان صحبت کنید. در پایان روز هر چه باقی ماند ه بود را به پس اندازتان اضافه کنید.

بعد از اجرای همین کار های کوچک خواهید دید در پایان ماه مقدار زیادی پس انداز دارید که انگیزه شما را برای پس انداز در ماه های بعد افزایش میدهد.

پول های خود را در یک حساب پس انداز در یک بانک نگه داری کنید. بانک ها برای حساب های پس انداز، بهره کمی می پردازند اما همین بهره کم در طول زمان می تواند به پس انداز شما کمک کند. به این موضوع توجه کنید که می توانید هر ماه به پول خود مقداری بیفزایید و سود بیشتری از بانک بگیرید..

بازاریابی ویروسی در کسب و کار

اگر بخواهم بازاریابی ویروسی را به طور ساده بیان کنم  این طور فرض کنید: یک بیماری واگیردار را به خاطر بیاورید مانند یک سرماخوردگی معمولی، زمانی این بیماری به ما منتقل می شود که ما در معرض شیوع این بیماری قرار بگیریم. یعنی یک فردی که عامل انتقال است در کنار ما قرار بگیرد و این ویروس را به ما منتقل کند و اگر ما هم در جمعی دیگر قرار بگیریم مطمئنا افرادی را بیمار خواهیم کرد. اگر بتوانیم برای کسب و کارمان ویروسی بسازیم می توانیم از این طریق کسب و کارمان را با هزینه اندک و بدون داشتن تبلیغات گسترش دهیم.

فقط مهم آن است که ویروس را چگونه تولید کنیم تا مردم دهان به دهان از کسب و کار ما تعریف کنند . به نوعی هر فرد به یک بازاریاب مشتاق برای کسب و کار ما بشود. به این روش از بازاریابی که مردم از طریق صحبت کردن کسب و کار ما را برای دوستان و نزدیکان خود معرفی می کنند بازاریابی ویروسی می گویند.

مهم ساختن آن عامل ویروس برای کسب و کار است که البته کار چندان آسانی نیست.

این فایل آموزشی را ببنید. (معرفی کتاب مسری )

برای مثال شما باید یک ویژگی خاص برای کسب و کارتان دست و پا کنید تا همه آن را به یکدیگر معرفی کنند. مثل یک خدمات خاص یا یک جایگاه اجتماعی یا حس خاص که مشتری را ترغیب به این کنید که کسب و کارتان را برای دیگران تعریف کند. تا با این کار بتوانید یک بازاریابی ویروسی برای کسب و کارتان انجام داده باشید.

بازاریابی ویروسی

برای مثال چند ماه پیش اپلیکیشن اسنپ برای این که بتواند یک ویروس برای کسب و کارش بسازد برای جا به جایی مسافرانش از اتومبیل های پورشه و مازراتی استفاده کرد و در همان روز های اول فضای مجازی پر از صحبت از این کار جالب و خاص اسنپ بود، یا در دیگر کسب و کار ها هم می توان مثال هایی آورد که در یک بازه زمانی خاص توانسته اند به مشتریان یک ویروس منتقل کنند و آن ها، آن را به یکدیگر منتقل کنند.

در ادامه به چند اصل سرایت که باعث گسترش کسب و کار ها از طریق مشتری می شود اشاره می کنیم.

۱. ارزش اجتماعی

اولین اصل که باعث می شود از کسب و کاری برای دیگران صحبت کنند دادن ارزش اجتماعی به مشتری است. همه ما به نوعی دوست داریم که احساس مهم بودن و یا دانا بودن داشته باشیم.

اگر به کسب و کاری برخورد کنیم که یک خدمات خاص یا یک محصول خاص را ارائه می دهد دوست داریم قبل از دیگران آن را به اطرافیانمان منتقل کنیم تا احساس مهم بودن و خاص بودن را در جمع داشته باشیم به آن ها بگوییم که ما قبل از شما متوجه این محصول یا اتفاق شدیم.

این حس اعتبار اجتماعی می تواند یک عامل بزرگ برای تبلیغ دهان به دهان کسب و کار ما شود. اگر بتوانیم احساس خاص بودن را به مشتری دهیم٬ مشتری برای آن که نشان بدهند انسان های مهم و خاص هستند آن را در هر صحبت یا شبکه اجتماعی و هر جمعی بروز می دهند.

پس به فکر خاص کردن کسب و کارتان باشید تا مشتری احساس خاص بودن داشته باشد.

تخفیف دادن

۲ـ احساسات: احساسات محرک قوی برای انجام کار و اقدام کردن هستند.

اگر بتوانید احساسات مشتریتان را به نحوی در مورد کسب و کارتان برانگیزید می توانید به راحتی پا در میان گفتگو های روزانه مردم بگذارید. احساس شادی و مثبت معمولا یک انگیزاننده قوی محسوب می شود اما ناگفته نماند که احساس ترس و منفی هم میتواند به همان اندازه انگیزاننده باشد.

پس تفاوتی ندارد که چه احساسی برای نشانه گرفته اید احساسات معمولا انگیزاننده قوی هستند.

به طور مثال در تبلیغ مبارزه با دخانیات احساس ترس و بیماری باعث یک اقدام برای ترک سیگار می شود و یا احساس اضطراب در فروش فوق العاده یک فروشگاه که مدت مشخصی را تخفیف می دهد باعث خرید بیش از حد مشتریان می شود.

مشتری راضی

قانونی به نام قانون ۱۰۰ در روش قیمت گذاری وجود دارد که این گونه می گوید: در هنگام تخفیف دادن در جشنواره های فروش اجناس زیر ۱۰۰ هزار تومان را تخفیف با درصد بیان کنید و اجناس بالای ۱۰۰ هزار تومان تخفیف را به تومان بیان کنید. این باعث می شود که مشتری محصول را بخرد و برای دیگران از تخفیف خوبی که گرفته است صحبت کند. شما باید بتوانید یکی از احساس های انگیزاننده را در مشتری فعال کنید تا آن ها را به یکدیگر منتقل کنند.

بازاریابی ویروسی

۳ تایید اجتماعی برای کسب و کارتان بسازید.

مردم دوست دارند چیزی را بخرند که اطرافیانشان یک بار از آن محصول استفاده کرده و خرید دوستان و نزدیکان دلیل محکمی برای خرید خود آن ها است. پس سعی کنید در کسب و کارتان روشی برای نشان دادن آن توسط دیگران داشته باشید. به طور مثال زمانی که لب تاب های اپل پا به عرصه گذاشتند استیو جابز متوجه این امر شد و الگوی آن را در پشت لب تاب یعنی در معرض دید دیگران قرار داد تا به نحوی نشان دهد که این فرد محصول را تایید کرده است. پس به نحوی عمل کنید تا تاثیر مشتریان را به رخ دیگران بکشانید.

چگونه از شروع کردن نترسیم؟

اقدام به یک عمل ترس را کاهش می دهد، بنابراین اقدام کنید و ترس از شروع با اقدام مردن از بین می‌رود. این نقل قولی است از خلاصه ی کتابی از دیوید شوارتز به نام “جادوی فکر بزرگ“.
برای کسی با اعتماد به نفس و عزت نفس پایین عملی کردن ایده ها بسیار ترسناک به نظر می رسد. اغلب اوقات، زمانی که شخص نیاز دارد به اقدام بر روی چیزی – به ویژه چیزی که مهم است – این ترس بوجود می آید.
ترسی که ما را آشفته می کند از این است که در نتیجه اقداممان مردم مارا قضاوت خواهند کرد و حتی ممکن است مورد تمسخر قرار بگیریم.
اگر می خواهید شنا کردن یاد بگیرید، اگر چندین روز دور استخر راه بروید نه تنها شناگر نمی شوید بلکه ترس شما از آن بیشتر هم می شود. کافی است دل را به دریا بزنید و داخل آب بپرید.
از رانندگی کردن ترس دارید؟ آنقدر رانندگی کنید تا ترستان بریزد.

از شروع کسب و کار جدید می ترسید؟ بترسید و آن را شروع کنید.

ترس از شروع

فکر کردن بیش از حد به این مسائل احساس ناخوشایندی در ما به وجود می آورد و در نهایت باعث می شود اصلا هیچ کار را انجام ندهیم. اتفاق خوب زمانی می افتد که ما فکر کردن را متوقف می کنیم و اقدام به عملی کردن ایده ها می کنیم.
اقدام ترس را تضعیف می کند، زیرا زمانی که ما عمل می کنیم، تنها آن کار را انجام می دهیم و بخش مهمی از مغز ما روی انجام کار متمرکز شده است. بنابراین جایی برای افکار بیهوده باقی نمی ماند. در واقع دو فکر نمی توانند هم زمان وجود داشته باشند.

ترس نشانه آن است که می خواهید کار جدیدی را انجام بدهید و از منطقه ی امن و راحت خود خارج شوید.

همه ی ما زمانی که می خواستیم خواندن و نوشتن را بیاموزیم مضحک به نظر می رسیدیم. یا ممکن است اولین باری که رانندگی می کنید دست و پا چلفتی به نظر برسید. بسیاری از انسان ها روز اولی که سر کار رفته اند مثل احمق ها رفتار کرده اند. پزشکی را می شناسم که زمانی که برای اولین بار باید از مریض شرح حال می گرفت حرف زدن عادی و سلام و علیک را هم فراموش کرده بود!
اما مسئله این است که با انجام دادن کار بتوانید نقاط ضعف را شناسایی کنید و در حین فعالیت آن ها را بهبود دهید. خطا کردن و اصلاح کردن بسیار بهتر از هرگز انجام ندادن کاری است.
ترس چیز خوبی است، نشان دهنده ی این است که زنده هستید و در حال ورود به مراحل جدیدی از زندگی هستید. از انرژی آن استفاده کنید. اگر در مورد انجام کاری احساس اضطراب می کنید احتمالا به این معنی است که مهم است و باید آن را انجام دهید و در این مسیر راه های زیادی را برای برطرف کردن چالش ها می یابید.

ترس از شروع

همه افراد موفق ناچار بودند علیرغم ترسشان دست به اقدام بزنند. بزرگ‌ترین نابودگر ترس، روبرو شدن با آن است. بسیاری از افراد از صحبت در جمع می‌ترسند اما وقتی خود را وادار به این کار می‌کنند بلافاصله ترسشان از بین می‌رود. تمام افراد موفق همه ترس‌های بزرگی را تجربه کرده‌اند اما آنچه آن‌ها را از دیگران متمایز کرد این بود که علیرغم ترس دست به عمل زدند. آن‌ها می‌دانستند که اگر عمل نکنند فرصت از دستشان می‌رود و نمی‌توانند به رؤیاهایشان دست یابند.

ترس از شروع

افراد بسیاری از مسافرت با هواپیما می‌ترسند درصورتی‌که به ‌راحتی سوار ماشین می‌شوند و هیچ ترسی از آن ندارند. وقتی از آن‌ها سوار می شود که چرا از سوارشدن به هواپیما می‌ترسند؟ معمولاً پاسخ می دهند که ممکن است هواپیما سقوط کند و باعث مرگ آن ها بشود. اما نکته جالب اینجاست که بدانیم آمار مرگ ناشی از تصادف خودرو بیشتر از سقوط هواپیما است. مردم خیلی بیشتری در اثر تصادف اتومبیل می‌میرند.

بنابراین خطر مسافرت با اتومبیل بسیار بیشتر از خطر مرگ در اثر سقوط هواپیما است اما آدم‌های بیشتری از مسافرت با هواپیما می‌ترسند. بسیاری از ترس‌های ما چنین وضعی دارند و نامعقول هستند. بنابراین اگر قرار است درمورد ترس هایمان فکر کنیم تلاش کنیم این فکر منطقی باشد و به نتیجه ای معقول برسیم.

بیشتر ترس‌های ما ساخته ذهن خودمان است. خوشبختانه از آن جایی که این فکر ساخته خودمان است خودمان نیز می‌توانیم آن را تخریب کنیم. می‌توانیم ترس را متوقف کنیم و خود را به مرحله آرامش برسانیم که البته این کار را با مواجه ‌شدن با حقایق انجام می‌دهیم و فکر کردن در جهتی معقول انجام می دهیم.

حرفه ای تخفیف بدهید.

هر شخصی علاقه مند است با پول کمتر منافع بیشتری کسب کند. اکثر مشتریان دائما به فکر خرید با قیمت پایین تر هستند و حتی کیفیت را در اولویت پایین تری قرار می دهند.
بنابراین ممکن است به نظر برسد با پیشنهاد تخفیف از سوی فروشندگان مشتری های بیشتری جذب شوند و با سطح فروش بیشتر به سودآوری بیشتری برسیم. اما این تفکر چندان درست نیست.

ضرب المثلی هست که می‌گوید: «پول، جون نیست که آدما راحت بدن!» تحقیقات نمایانگر این است که پول دادن یکی از دردناک‌ترین کارها در فرایند خرید است. فروشندگانی که از این موضوع آگاه هستند ، معمولا از ترفند تخفیف برای جذب مشتری به فروشگاه و ترغیب او به خرید و پرداخت پول استفاده می‌کنند.

مثلا به مناسبت های مختلف به میزان ۵۰ و یا ۷۰ درصد off در نظر می گیرند یا در مجله‌ای آگهی می‌دهند یا تراکت پخش می‌کنند و می‌گویند اگر این برگه را برای ما بیاورید، ۱۰ درصد تخفیف می‌گیرید. یا در سایت، اعلام می‌کنند که در تاریخی خاص کالاها با تخفیف ارائه می شوند. یا زمانی که هنگام پرداخت پول می‌رسد و چانه‌ زنی مشتری برای تخفیف گرفتن آغاز می‌شود، فروشنده موافقت می‌کند که مبلغی را کسر کند.

بخوانید: خرید در جمعه سیاه چگونه است؟

اما این گونه تخفیف دادن ایراداتی دارد:

اول این که مشتری تصور می کند قیمت اولیه ای که به او گفته شده بالاتر از حد معمول بود و حالا با این تخفیف کالا را به قیمت واقعی آن می خرد و ممکن است در مواقعی که کالای ما هیچ تخفیفی ندارد مشتری با تصور این که باید هزینه بیشتری از قیمت واقعی کالا بپردازد از خرید صرف نظر کند.

دوم این‌که مشتری هیچ چیزِ ملموسی دریافت نمی‌کند. او فقط به یاد می آورد که ۵ هزارتومان نپرداخته. اما احساس نمی‌کند که ۵ هزار تومان به پول‌های داخل کیفش اضافه شده؛ و به زودی هم از خاطرش خواهد رفت.

سوم این که اگر تخفیفاتی که به صورت off در نظر می گیرید خیلی نزدیک به هم و به صورت پی در پی باشد. مشتری هرگاه نیازی داشته باشد خرید نمی کند و منتظر می ماند تا زمان تخفیف فرا برسد.

چهارم این که مشتری استراتژی شما را خواهد فهمید و حتی می تواند حدس بزند چه زمانی دوباره پیشنهاد تخفیف خواهید و خرید خود را فقط در زمان تخفیف انجام خواهد داد.

تخفیفات بخشی از کسب و کار است. از آنها در جهت اهداف بازاریابی و تبلیغات استفاده کنید اما مکررا و طبق الگوی زمانی مشخص تخفیف ارائه ندهید. در ارائه تخفیفات باید خلاقیت به خرج دهید و این جاست که این ایده مطرح می‌شود که مردم پیشنهادها را می‌خرند و نه کالا و خدمات را.

مثالی از خلاقیت در ارائه تخفیفات:

شخصی قبلا از برند خاصی یک ماشین لباس‌شویی و یخچال خرید کرده بود که روی آن ۳۵۰ هزار تومان کارت هدیه وجود داشت، و مهلت استفاده از کارت هدیه ۵۰ روز بود. آیا آن فروشنده نمی‌توانست پیشنهاد دهد روی خرید ماشین لباس‌شویی و یخچال شما، ۳۵۰ هزار تومان تخفیف می‌دهم؟

ممکن است این گونه به نظر برسد که چه تفاوتی دارد؟ چرا فرآیند تخفیف دهی را تا این حد پیچیده کنیم؟ اما با کمی بررسی مسئله می توان متوجه شد که با این گونه تخفیف دهی چه سود بیشتری را دریافت می کنیم.

این شخص که نیاز به خرید تلویزیون و سینما خانگی و میز تلویزیون هم داشت، به‌خاطر همان کارت هدیه از همان برند ۳ و نیم میلیون تومان خریدِ دیگر انجام داد! یعنی فروشنده با همین خلاقیت کوچک، که در نهایت باعث شد ۳۵۰ هزار تومان به خریدارِ خود تخفیف بدهد، بیش از ۳ میلیون تومان بر میزان فروش خود اضافه کرد!

با این روش تخفیف دادن در بدترین حالت ممکن بود خرید بعدی انجام نمی‌شد، اما ۳۵۰ هزار تومان هم از جیب فروشنده نرفته بود؛ در حالی که همان کارت هدیه هم یکی از عواملی بود تا در گام نخست، ماشین لباس‌شویی و یخچال از آن برند خریداری شود و نه برندهای رقیب. اگر فروشنده به‌سادگی یک تخفیف ۳۵۰ هزار تومانی در نظر می گرفت چه اتفاقی می‌افتاد؟ تنها ۳۵۰ هزار تومان از جیب فروشنده رفته بود و تمام!

پیشنهاد های برای نحوه ارائه صحیح تخفیفات:

تخفیف‌های تجمعی

مثلا در هربار خرید مشتری تخفیف را به صورت صعودی بالا ببرید. برای اولین بار که مشتری خرید کرد ۱۰ درصد تخفیف ارائه دهید، برای بار دوم ۲۰ درصد و… به همین شکل تخفیفات را بالا ببرید.

ارسال رایگان

استفاده از این استراتژی به‌خصوص در رابطه با خرید آنلاین، می‌تواند مشوق بسیاری از مشتریان برای استفاده از خرید اینترنتی به جای مراجعه حضوری باشد.
تخفیف در نخستین تجربه مشتری
هدف اصلی ازاین استراتژی، جذب مشتریان جدید و آشنا ساختن آنها با محصول یا خدمت ارائه شده توسط شرکت است.

تخفیف وفاداری

به‌عنوان مثال شما به مشتریانتان پیشنهاد می‌دهید اگر بتوانند یک فرد جدید را به خرید محصول یا استفاده از خدمات شما کنند ترغیب کنند، به هر دو آنها ۱۰ درصد تخفیف داده می‌شود.

تخفیف براساس مشاغل

به‌عنوان مثال رستورانی را در نظر بگیرید، در هر روز درصد تخفیفی را برای دسته‌ای از مشاغل در نظر گرفته است؛ شنبه‌ها ۱۰ درصد تخفیف برای دانشجویان، یکشنبه‌ها ۱۰ درصد تخفیف برای روزنامه‌ نگاران، دوشنبه‌ها ۱۰ درصد تخفیف برای کسبه اطراف و به همین ترتیب.

نکاتی مهم برای طراحی کارت ویزیت

کارت ویزیت یکی از ارزان ترین روش های تبلیغ کسب و کار است و نشان دهنده هویت شما و شرکتتان است و می تواند در تعیین احساس مشتری نسبت به شما و کسب و کارتان نقش داشته باشد.پس لازم است در طراحی آن نهایت دقت را داشته باشید.

در این مقاله نکاتی که برای طراحی یک کارت ویزیت خوب و تاثیر گذار به آن نیاز دارید را بیان می کنیم.

۱- ابعاد یک کارت ویزیت شما احتمالا حدود ۴*۸ باشد. اطلاعاتی که در این مقدار فضا باید بنویسید باید بسیار خلاصه و کلیدی باشد و این کار نیاز به دقت زیادی دارد. عده ای کارت ویزیت را با بروشور اشتباه میگیرند و اطلاعاتی اضافی ارائه می دهند. کارت ویزیت باید شامل اطلاعات مربوط به راه های تماس، نام شرکت،آدرس وب سایت، توضیح بسیار مختصری از زمینه فعالیت شرکت، لوگو و درصورتی‌که کارت شخصی باشد، نام و نام خانوادگی و سمت و عنوان مسئولیت در کارت ویزیت درج شود.

۲- کارت ویزیت باید با توجه به موضوع کسب و کار و مشتریانی که با آن سروکار دارند طراحی شود. انتخاب رنگ، ترکیب‌بندی، نحوه ارائه اطلاعات و … باید با توجه به نوع خدمات شرکت در طراحی خود اعمال کند.

۳- کاغذی که برای کارت ویزیت انخاب می کنید باید جنس محکم و خوبی د اشته باشد. در صورتی که از کاغذ های نرم و ارزان قیمت استفاده کنید برای مشتری این ذهنیت به وجود می آید که شما یک شرکت کم درآمد هستید. بهتر است سلفون مات بر روی کاغذ کارت ویزیت کشیده احساس بهتری به مخاطب دست بدهد.

۴- فونت زیبایی انتخاب کنید. معمولا برای هر کاری فونت مخصوص به آن وجود دارد فونت های فانتزی و یا رسمی و یا فونت هایی که در تبلیغات بیلبورد ها استفاده می شوند برای کارت ویزیت مناسب نیستند. فونت علاوه بر زیبای باید خوانایی داشته باشد.

کارت ویزیت

۵- در طراحی کارت ویزیت خلاقیت داشته باشید. اکثر کارت ویزیت ها کارتهایی مستطیل شکل هستند که تنها طرح چاپ شده روی آن ها با هم تفاوت دارد. اگر می خواهید به وسیله کارت ویزیت دیده شوید تلاش کنید با برش های خاص و اندازه های متفاوت این تمایز را ایجاد کنید.

۶- قرار دادن لوگو را در کارت ویزیتتان فراموش نکنید!

۷- برای کسب و کارتان یک شعار ثابت داشته باشید و از آن در طراحی کارت ویزیت استفاده کنید.

۸- در طراحی کارت ویزیت حرفه ای باید توجه کنید که رنگ متن با زمینه تمایز داشته باشد و همچنین روانشناسی رنگ ها را باید بدانید. در اینجا روانشناسی تعدادی از رنگ ها را بیان می کنیم:

کارت ویزیت سفید: سفید یک انتخاب محافظه کارانه است و در اغلب موارد تمایز چندانی بین شما و سایرین ایجاد نمی کند.

کارت ویزیت آبی: آبی نشانه اعتماد و آرامش است. آبی ارتباطات را افزایش می دهد. هرچه از آبی تیره تری استفاده کنید جدیت و اعتماد بیشتری را یادآور خواهید شد.

کارت ویزیت مشکی: یک کارت ویزیت مشکی، از باقی کارت ویزیت ها از جهت رنگ متمایز است. رنگ مشکی در ترکیب با نقره ای یا طلایی بسیار قدرتمند و جدی جلوه می کند.

کارت ویزیت

کارت ویزیت سبز: رنگ سبر نشان دهنده رشد و امنیت و سلامتی است و تولید ثروت را در ذهن جاری می کند.

کارت ویزیت نارنجی: رنگ نارنجی به شدت احساسات را تحریک می کند و مناسب مشاغلی مانند فست فود ها، ارتباطات اجتماعی و روابط متقابل است و یا به دلیل ارسال پیام ماجراجویی در این رنگ می تواند برای باشگاه، آژانس های هواپیمایی یا کمپین های کوه نوردی مناسب باشد.

کارت ویزیت زرد: زرد رنگی نشاط بخش است. اما از طرفی استفاده زیاد از آن ممکن است اضطراب ایجاد کند. پیشنهاد می شود از رنگ زرد روی زمینه های تیره استفاده کنید.

کارت ویزیت

کارت ویزیت فیروزه ای: کارت های فیروزه ای، الهام بخش اندیشه های مثبت و همچنین نشاط بخش برای روح هستند. به طور خاص فردی که از این کارت استفاده می کند، برای مخاطب، خلاقیت و هم دردی را تداعی می کند.

کارت ویزیت خاکستری: خاکستری یک رنگ کاملا مطمئن برای بسیاری از برنامه های تجاری است. این رنگ به راحتی با تمام رنگ ها ترکیب می شود و می تواند پیام های مختلف جهت اهداف گوناگون ایجاد کند.

۹- عده ای در کارت های ویزیت خود از لبه های تیز استفاده می کنند که نشان دهنده کار و فعالیت جدی و قوی و برجسته است و افرادی هستند که به کسب و کار خود اهمیت می دهند. عده ای از حاشیه های گرد استفاده می کنند که نمایانگر روحیه لطیف و مهربان و شخصیتی محترم است.

خلاصه برداری از کتاب پدر پولدار و پدر بی پول در 4 دقیقه