آموزش بازاریابی به کسب و کارها چگونه فروش را تضمین می کند؟

آموزش بازاریابی به کسب و کارها چقدر در بقای کسب و کارها تاثیرگذار است آیا تا به حال این سوال را از خود پرسیده اید؟ بسیاری از کسب‌ و کارها هرروز در حال جمع‌کردن و خداحافظی از بازار هستند و آن سری از کسب‌ و کارها هم که فعلاً در حال نفس کشیدن در بازار هستند سایه ورشکستگی را هرروز روی کسب و کارشان حس می‌کنند و به‌ نوعی آفتاب لب بام به شمار می‌آیند و فقط ۴ درصد از صنف هر روز در حال رشد و فروش بیشتر و اضافه کردن شعباتشان در هر شهر و سراسر کشور هستند و همچنین تعداد پرسنل و سرمایه و درآمد آن‌ها در حال افزایش است.

وقتی هفت سال از عمر کسب‌ و کارم گذشت و نتوانستم نتیجه‌ای مثبت بگیرم و سال هفتم را هم مثل گذشته به فکر تغییر مکان یا تغییر صنفم بودم،به ذهنم رسید شاید اصلا برای این کار ساخته نشده‌ام یا اینکه کار برای دیگران و یا تن دادن به کارمندی برای من مناسب‌تر باشد تصمیمم این بود به دنبال کار جدید(البته برای دیگران ) باشم و از کارفرمایی به کارگری تن دهم.

در همان ایام بود که به‌طور اتفاقی از کتابی که سه سال پیش به توصیه برادرم خرید بودم یادم آمد که تنها کتاب بازاریابی و هوش مالی زندگی من (پدر پولدار پدر بی‌پول) بود.

دوباره نشستم به خواندن آن. همان اوایل کتاب است که رابرت کیوساکی به پدر دوستش قول می‌دهد روزانه کارهای طاقت‌فرسا و سختی را انجام دهد و از بازی بیس‌بال خود بزند و کار کند و در مقابل پدر دوستش (پدر پولدار) به او آموزش ثروتمند شدن بدهد.

بعدازآن تازه فهمیدم که برای ثروتمند شدن باید چیزی را هم آموزش دید.

آموزش بازاریابی به کسب و کارها

در مورد آموزش بازاریابی به کسب و کارها مطالعه کنید.

با خودم گفتم: خوب من که هفت سال این‌همه وقت و پول را هدر دادم یک سال دیگه هم روش. و این باعث شد که برای یک سال دیگر در بازار دوام بیاورم اما این سال با هفت سال گذشته تفاوت بسیار داشت یعنی خودم را متعهد کردم که به دنبال آموزش ثروت و آموزش کسب ‌و کار برم و کتابهای زیادی در مورد آموزش بازاریابی به کسب و کارها خواندم یا در سمینارها و دوره های زیادی در همین باب شرکت کردم.

(دوستان عزیز این نکته را هم توجه داشته باشید که همین‌الان هم با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بسیاری از افراد که در بازار فعالیت دارند بازاریابی را همان کارت ویزیت و درنهایت چاپ تراکت و پخش آن در کوچه و بازار می‌دانند.)

خوب این شروعی برای تعالی کسب‌ و کارم در بازار بود.

در مدت سیزده سال فعالیت کسب ‌و کارم در بازار به چند نکته مهم رسیدم که برای به موفقیت رسیدن در هر کاری لازم است در ابتدای کار، هدف خود را بدانیم یعنی اینکه :

چرا من وارد این کسب ‌و کار شدم ؟
کسب ‌و کار من چه ویژگی مثبتی دارد که مشتریان من را انتخاب کنند؟
می‌خواهم به کجا برسم؟
پاسخ دادن به همین سه سؤال همه‌ چیز را در اول کار برای شما آسان‌تر خواهد کرد.

سؤال اول: علت چه چیزی است که این کسب‌ و کار را انتخاب کرده‌ام؟

علت سادگی کار، پول بیشتر نسبت به کارهای قبلی‌ام و یا علاقه‌ام و یا شاید پسرخاله‌ام پارسال وارد این کارشده و به درآمد خوبی رسیده و من هم می‌خواهم همین کار را شروع کنم؟

علت هر چیزی می‌تواند باشد اما اگر علاقه چاشنی آن باشد مطمئن باشید ۵۰% از راه را درست رفته‌اید و شانس شما برای قرار گرفتن در جمع آن ۴% از هر کسب‌وکاری که به موفقیت و درآمد بالا دست می‌یابند بیشتر خواهد بود.

 

آموزش بازاریابی به کسب و کارها

سؤال دوم: چرا مشتریان باید از من خرید کنند؟

چون دکور فروشگاه من شیک‌تر است؟

چون کسب ‌و کارم جای بهتری نسبت به رقیبانم قرار دارد؟

چون من تجربه و ارتباطات بیشتری نسبت به رقیبانم دارم؟

چون من قیمت‌هایم ارزان‌تر از رقیبانم است؟

و چون من…؟

همه این‌ها می‌تواند دلیل بسیار خوبی برای اینکه مشتریان از شما خرید کنند باشد اما به تجربه من هیچ‌چیزی مانند احساس خوب دادن به مشتری در هنگام خرید و بعد از خرید نمی‌تواند درآمد و فروش زیادی را ایجاد کند. بارها برای همه ما پیش‌آمده است که از فروشگاه‌هایی خرید کردیم که قیمت آن‌ها نسبت به‌جاهای دیگر ارزان‌تر نبوده اما فقط به این دلیل خرید کرده‌ایم که فرد فروشنده یا مدیر آن ما را با فامیل صدا می‌کند و یا همیشه هنگام ورود جلوی پای ما بلند می‌شود و یا بعد از خرید پیامکی با مزمون از خرید شما متشکریم می‌فرستد.

پس این را با ایمان می‌گویم لطف خوش و روابط عمومی قوی می‌تواند یک مزیت رقابتی عالی در کنار دیگر ویژگی‌های مثبت شما باشد.

 

آموزش بازاریابی به کسب و کارها

سؤال سوم: می‌خواهم به کجا برسم؟

داشتن چشم‌انداز و هدفمند کار کردن می‌تواند راه ما را هموار و مشخص کند.

داستان معروف آلیس در سرزمین عجایب را هم‌ بارها شنیده‌ایم آلیس از گربه می‌پرسد که لطفا به من بگو از کدوم راه باید بروم وگربه در جوابش می‌گوید به این بستگی دارد به کجا می‌خواهی برسی؟ و آلیس میگوید زیاد مهم نیست که کجا برسم وگربه در جوابش میگوید پس مهم نیست از کدوم طرف بروی.

داستان آلیس داستان خیلی از کاسب‌هایی است که هر روز در حال افتتاح مغازه هستند و بعد از گذشت یک سال کسب ‌و کارشان را جمع می‌کنند و از بازار برای همیشه خداحافظی می‌کنند.

در این مقاله به اهمیت آموزش بازاریابی به کسب و کارها برای راه‌اندازی و بقای یک کسب ‌و کار در بازار اشاره شد و دانستم که اگر تنها به سه سؤال اساسی قبل از وارد شدن به بازار پاسخ دهیم چقدر می‌توانیم به موفقیت در کارمان کمک کنیم.

دوستان عزیز سوالات و نظرات خود را در زیر همین پست مطرح کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *