هدفگذاری در زندگی چقدر مهم است؟

به زندگی اطرافیان مان که نگاه کنیم پر است از افرادی که صبح تا شب یک کار تکراری را بارها و بارها فقط به خاطر اینکه بتوانند درآمدی به دست آورند تا امورات زندگی شان بگذرد کار میکنند و تنها هدفشان بازنشستگی از کار و در خانه کنار همسرشان نشستن است. و بعد از آن هم روزها را می شمارند برای مردن!  این زندگی بسیاری آدمها در دنیا است. بدون هیچ هدفگذاری در زندگی در حال زیستن هستند.

 آیا واقعاً ما برای همچنین زندگی به دنیا آمده ایم؟ تا به حال به این فکر کرده یاد که واقعاً هدف و رسالت ما در این دنیا چه بوده است که به دنیا آمده ایم؟

هر انسانی همانند هزاران پیامبری که به این دنیا آمده اند و زندگی کرده اند یک رسالت مهمی بر دوش خود دارد، این رسالت هر چه باشد به یک نقطه ی مشترک یعنی گسترش دنیا برای خود و دیگران ختم می شود.

به کارهای افراد موفق دنیا نگاه کنید اگر ماشین اختراع شد، اگر بیماری مداوا شد، یا حتی یک کشف جدید یا وسیله ای جدید به وجود آورده شد ، همه ی اینها به یک نقطه یعنی گسترش دنیا و بهتر زندگی کردن در اول برای خود و سپس برای دیگران می رسد.

برای پی ریزی یک زندگی متعادل و موفق باید اهدافی کاملا مشخص برای رسیدن به آن زندگی داشته باشیم. ابتدا باید در پنج زمینه ی مختلف اهداف مان را بنویسیم.

Hitting bigger business target

هدفگذاری در زندگی

۱.اهدافمان برای کار و حرفه مان چیست؟

۲. درآمد ماهانه شما چقدر باید باشد و یا به چه میزان ثروت میخواهید برسید؟

۳. چه زمانی را می خواهید برای تفریح و خوش گذراندن با دوستان و خانواده ی خود داشته باشید؟

۴. به چه سلامتی و تناسب اندامی می خواهید برسید؟

۵. روابط دوستانه و عاطفی شما در چه سطحی باید باشد؟

خب این می شود یک هدف گذاری ساده برای داشتن یک زندگی کاملا مشخص که واقعاً از دنیا چه می خواهید؟

جهان زمانی به ما پاسخ می دهد که خواسته های مشخصی از آن داشته باشیم. یعنی یک تصویر کاملا واضح که از کجا به کجا می خواهیم برسیم؟ و نکته ی جالب اینجاست که نیازی نیست از چگونگی آن با خبر باشیم چون چگونگی آن خودش مشخص خواهد شد.

فقط در گام اول هدف گذاری و درخواست آن اهداف مشخص لازم است.

خب بعد از آنکه اهداف تان را مشخص کردید برای رسیدن به آنها باید به قسمت های کوچکتری تقسیم شوند.

بطور مثال: شما الان در شرکت یا سازمانی کارمند هستید اما در هدف گذاری تان اینگونه نوشته اید که من می خواهم کسب و کار خودم را داشته باشم.

برای رسیدن به این هدف شما باید این مسیر را به گام های کوچکتری تقسیم کنید.

قدم اول برای رسیدن به کسب و کاری برای خودتان میتواند تحلیل شخصیت خودتان باشد. که من به شغل و حرفه ای علاقه مند هستم؟

و بعد از آن که علاقه مندی خودتان را یافتید به این فکر کنید که آیا در این شغل انتخابی من مشتری خواهان برای محصول و خدمات من وجود دارد؟

و در گام بعدی بررسی بازار و محل کسب و کارتان است و بعد از آن زمان یادگیری میرسد که بطور نیمه وقت در جایی که همان شغل در خواستی شما است شروع به کار کنید و تا پایان که شما صاحب یک کسب و کار شده اید.

برای دیگر اهداف تان هم باید از همین روش استفاده کنید یعنی آن را به گام های کوچکتر و مشخص تقسیم کرد و سپس با قدرت به سمت هدف حرکت کرد.

 

هدفگذاری

موفقیت و هدف
موفقیت و هدفگذاری
موفقیت و هدفگذاری به خاطر داشته باشید که اهداف مبهم نتایج مبهم به همراه خواهد داشت. یعنی در ادامه باید زمانی دقیق را برای رسیدن به هدف تان در نظر بگیرید.

به طور مثال با خود بگویید که من باید تا ۱۲ ماه دیگر کسب و کار جدید خودم را راه اندازی کنم. و خود را متعهد کنید که در زمان مقرر آن هدف را به پایان برسانید و هدف گذاری جدیدی را شروع کنید.

پس در مقابل هر یک از اهداف تان این کلمه (چقدر و تا کی) را بنویسید.

نتیجه گیری: تا زمانی که هدفی در زندگی نداشته باشید مطمئنا به جایی نخواهید رسید

تعیین زمانی یکی از مهمترین عوامل برای رسیدن به اهداف است

متعهد به اهداف تان باشید در زمان مشخص شده با گام های کوتاه و مستمر به هدف تان برسید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *